علامه ای که زبان آور نغز گفتار سعدی بود
۱۲ خرداد ۱۳۹۶،‏ ۷:۰۹:۰۷

مطالعه زندگینامه دانشمندان نباید منحصر به دانستن باشد تا فردا اظهار فضل کند و در تست کنکور موفق شود. این کار را دقیق تر و سریعتر اینترنت انجام می دهد. باید دانشمندی چون علامه محمد قزوینی را در تکامل اندیشه های او با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی و سیاسی مورد مطالعه قرار داد و دانست که او در زندگی اجتماعی چه اثر و چه میراثی برجای گذاشته است. باید راه او را در فراگیری علوم و پژوهش شناخت و از آن درس گرفت. علامه سخن شناس، کاوشگر، پژوهشگر، محقق، کتاب شناس و ... است و همه این هنرها را با تلاش و کوشش در مطالعه و پژوهش به دست آورد.

علامه ملاک سنجش حق از ناحق را در منطق و برهان می دانست. هر گفته و عقیده ای را سرسری نمی پذیرفت و به دنبال دلیل می گشت. علامه با این روش این درس را به پژوهندگان علم آموخت که با دلیل مطلبی را قبول کنند. دوران کودکی و جوانی علامه با شرایط خاص جهانی همراه شد. سرمایه داری به مرحله رشد نهایی رسیده بود و با شکل گیری امپریالیسم به منظور غارت منابع زیرزمینی و فروش کالاهای مازاد و گریز از بحران های سرمایه داری به جنگ روی آورد. در زمان علامه دو جنگ جهانی اول و دوم به وقوع پیوست و هر دو زمانی انجام شد که علامه در اروپا زندگی می کرد و شرایط اجتماعی و سیاسی ایران نیز در حال تغییر بود. با سقوط سلسله قاجار و ظهور حکومت پهلوی تغییراتی در جامعه به وقوع پیوست علامه درک کرد که باید با پژوهش زمینه مطالعه نسل روشنفکر را فراهم کند و ادبیات کلاسیک ایران را به آنها معرفی کند.

با اینکه آموزش ها در صرف و نحو عربی، معانی، بیان، بلاغت، لغت، فقه، اصول، منطق، ادبیات و تاریخ عمومی خلاصه می شد علامه گامی فراتر برداشت و زبان خارجی را فرا و پژوهش را امری جدی گرفت. در محضر آخوند حاج میرزا حسن آشتیانی، فضل الله نوری و ادیب نیشابوری توشه ها گرفت. با مجله «تربیت» فروغی همکاری کرد. خیلی زود فهمید که اگر می خواهد علم و دانش را به صورت تکاملی بیاموزد باید به خارج سفر کند. هوس سفر در سرش افتاد و راهی لندن شد. با پروفسور براون خاورشناس بزرگ در لندن آشنا شد و دعوت او را برای همکاری پذیرفت. آشنایی با پروفسور براون دریچه نو برایش گشود تا کفش آهنین بپوشد و راهی کتابخانه های بزرگ شود.

چهار مقاله نظامی عروضی را تصحیح و چاپ کرد. آنگاه با همان شوق و علاقه به سراغ تاریخ جهانگشای جوینی رفت. او به این واقعیت رسید که دانشگاه تهران با کمبود بسیاری از کتب قدیمی رو به روست و بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان که در علم و دانش تلاش کرده و آثاری را نوشته اند این نوشته ها به اروپا رفته است و در کتابخانه های معتبر در انتظار خواننده است. علامه عکس برداری از نسخه های کمیاب فارسی و عربی را شروع کرد و در این راه تلاش فراوان کرد. هرجا نسخه ای دید عکسبرداری کرد آن را مطالعه کرد و بر آن حاشیه نوشت.

کشورهای امپریالیستی بر سر منافع جهان با هم به جنگ پرداختند و با شروع جنگ جهانی اول علامه با زندگی سختی رو به رو شد. او هدف را گم نکرد و با سختی ها ساخت.

با جمال زاده، حسین کاظم زاده آشنا شد و چون دانست آنها گرداننده مجله معروف کاوه هستند با آنها همکاری کرد.

روزها می گذشت و جهان در آتش جنگ جهانی اول می سوخت. علامه پس از پایان جنگ به کشور فرانسه رفت. در فرانسه هم که مهد فرهنگ بود بار دیگر راهی کتابخانه های بزرگ شد. در همین زمان بود که با پروفسور بلوشه آشنا شد و چون او را بیمار یافت بر کرسی او تکیه زد و راه او را دنبال کرد. علامه با مطالعه و پژوهش به بلوغ فکری رسیده بود. دانشمندی واقع گدا و انسان دوست بود که باز آتش جنگ جهانی دوم شعله کشید.

این بار فرزند حرام زاده سرمایه داری فاشیسم بود که می خواست تضاد اصلی را در پاکی نژاد مطرح کند. جنگ جهانی دوم آغاز شد.

علامه نتوانست کپی برداری و پژوهش های خود را در اروپا تکمیل کند. بمباران های پاریس راه پژوهش را هم بست و علامه راهی ایران شد. او هفتاد و دو سال عمر کرد و آثار گرانبهایی برجای گذاشت.

در معرفی مسعود سعد سلمان، محمد عوفی، حافظ، رازی و .. نقش مهمی داشت. مقالات زیادی نوشت که در دو مجله چاپ شده است. سرانجام روز جمعه ششم خرداد سال 1328 خرقه تهی کرد. به قول دکتر لطف علی صورتگر ادب بر مزارش به ماتم نشست. دکتر صورتگر با منظومه ای از او تجلیل کرد.

دریغا که خورشید تابان نشسته

وز آن خاک اندوه به ایران نشسته

زبان آور نغز گفتار سعدی

خداوند کلک در افشان نشسته

گر اکنون از این روضه رخ برگرفتی

تن آسان و خرم به رضوان نشسته

تبلیغات